میخوام موهامو کوتاه کنم
برچسب: خیلی ناراحتم,خيلي ناراحتم,خیلی ناراحتم چه کنم,خیلی ناراحتم چیکار کنم,خیلی ناراحتم ازت,خیلی ناراحتم کردی,خیلی ناراحتم خدا,خیلی ناراحتم چکارکنم,خیلی ناراحتم چه کار کنم,من خیلی ناراحتم,
نویسنده: پویان محبی
برچسب: auv finance,auv definition,auv flight services,auv restaurant,auv meaning,auv franchise,auv car,auv sentry,auv for sale,auv jobs,
نویسنده: پویان محبی
آهای آن شخص محترمی که نشستی 384 کیلومتر اونورتر میخوام آرزوت کنم
الحمد الله برآورده شدن بلدی دیگه ؟؟
برچسب: خدمتتون عرض کنم,
نویسنده: پویان محبی
دوباره پاییز
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز
فصل زیبای سادگی
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .
..................
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
از در ذهنش که وارد شد بلند سلام کرد
.......
نوشته های یگانه ای ادامش میدم
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
عاشورا ،سوار بی سری ست
که درتصویر شیهه ای
راه را نشان می دهد!
۲
عاشورا ،
رقص نیزه وتیر بر بازوان نور و
فرات ،
ذبح تشنگی بر بستر خاک!
۳
عاشورا ،
عروج هفتادو دو تن کبوتر
بر فراز خیمه های سوخته!
۴
عاشورا ،
حماسه ی سراب و آب
و دریا قرابه ای به ژرفای تشنگی!
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
برچسب: من باب اولى ومن الجدير,من باب الاولى او الجدير,من باب أولى english,من باباعمرو للخالدية,من باب كنا حبايب,من باب الادب,من باباعمرو للخالدية mp3,من بابا خدت الحنية,من بابامو میخوام,من باب الشباك حسين السلمان,
نویسنده: پویان محبی
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
این گروه یه گروه خودمونی مذهبیه
هر کی خواست بیاد
https://telegram.me/joinchat/Coe9Cz8wWrx86Gcyc9SUBw
برچسب: لینک گروه سوالات شرعی,
نویسنده: پویان محبی
الان بابام وامده میگه خرس مهربون بسه چقدر پای کامپیوتر میشینی
با یه قیافه ی مطلوم میگم من خرسم؟؟
میگه خوب روباه مکار
0_0
برچسب: ماجراهای من و بابام,کتاب ماجراهای من و بابام,ماجراهای عید من و بابام,ماجرای من و بابام,
نویسنده: پویان محبی
یک روز برای نماز ظهر طبق معمول با احسان(داداشم)راه افتادیم بریم مسجد
چون یه کم دیر رسیدم یه رکعت جا موندیم (احکامش رو هم که میدونید دیگه )
دیدم داداشم نیم خیز وایساده من به تبعیت ازش اومدم نیم خیز وایسم یهو از پشت سقوط کردم تو جانماز پشت سریم
برگشتم دیدم اوه اوه مداح مسجده یهو داداشم و دوستاش هر هر زدن زیر خنده نماز دو تا صف خراب شد
برچسب: ماجراهای من و درسام,ماجراهای من و بابام,ماجراهای من و اکسو,ماجراهای من و درسام هشتم,ماجراهای من و مامانم,ماجراهای من و,ماجراهای من و عشقم,ماجراهای من و خانم دکتر,ماجراهای من ونی نی,ماجراهای من و مامان,
نویسنده: پویان محبی
ماجرا از اون جا شروع میشه که پسر عمم میره اردو جهادی و لپ تابش که باهاش میومده تلگرام میمونه خونه دست دختر عمم
دیگه این یه هفته ای که پسر عمم نبوده ما دوتا (من و دختر عمم) با هم حرف میزدیم
بعد میبنم زده آخرین بازدید ساعت 8 صبح
پیام دادم مولود چطور ممکنه تو ساعت 8 صبح آنلاین شده بشی ؟؟؟
بعد یهو میبینم یکی پیام داده سلام زهرا خانوم0_0
میگم مولود چرا انقدر مودب شدی ؟
یهو میگه من میلادم
نابود شدما
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
من نمیدونم بعضی دخترا گوشاشونو میندازن بیرون ینی چی؟؟؟؟؟؟
میخوان بگن ما گوش داریم؟؟
یا گوشه ما خیلی گوشه ... گوش شما دماغه...
یا گوشامون خوشگلن... اصلا ما خوده خرگوشیم...
خیلی مثلا خوجلن.... خخخخ
اونا فک میکنن فقط تقلید میکنن از غربی ها و این چیزی نیست..........
ولی نمیدونن همش یه نشونه داره......
که روم نمیشه بگم
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
برچسب: اخترشناسی,اختر شناس,اخترشناسي,اختر شناسی و نجوم,اختر شناسی باستان,اخترشناسی ویکی پدیا,اخترشناسان,اختر شناسی ایران,اخترشناسی در ایران باستان,اخترشناسی شیراز,
نویسنده: پویان محبی
برچسب:
نویسنده: پویان محبی
ممنون از اون دوستایی که که گفتن منتظرم میمونن
برچسب: یه تشکر احسان پایه,یه متن تشکر,یه پیام تشکر,یه جمله تشکر,یه جمله برای تشکر,
نویسنده: پویان محبی